کتاب شناسی

تصویر
فولكلور وارليغيميز
70- نجي ايل ده گؤركملي تدقيقاتچي " علي ظفرخواه " ين "آتا بابا لار دئييب لر " كيتابي ياييلاراق ، اونون آذربايجان شفاهي خلق ادبياتي اوغروندا آپارديقي تلاش لار، آردي كسيلمه دن باشقا كيتابلار شكلينده ايسه نشر اولاركن فولكلوروموزو توپلاييب يازماقداسارسيلماز بير ائل وورغونو ايله راسلاشيريق .اونون كيتابلاريني اوخوياركن ، يازيچي نين آپارديقي اَمگي و دقتي داها... ادامه مطلب...
سماع مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
مقالات - شمس تبریزی
نوشته شده توسط رضا حسن زاده   
سه شنبه ، 5 بهمن 1389 ، 10:50

خوی آنلاین: نام سماع همراه است با شناخت و معرفت و عرفان و پیدایش تصوف در ایران. علت اصلی و اساسی ظهور و رواج تصوف در ایران آزادگی و آزاد اندیشی ایرانیان بوده است بیشتر بزرگان تصوف در ایران به شعر توجه خاصی داشتند .

متصوفه ایران' سماع' شعر خوانی و موسیقی را مجاز دانسته و آنرا وسیله تهذیب نفس و تصفیه باطن شمرده اند .

عرفان یا معرفت نفس به شناخت رب منجر خواهد شد در این حالت انسان خویش را مخلوق و خداوند را خالق قادر لایزال تلقی می کند و این شناخت رابطه عابد و معبود را موجب می شود ولی در این بین گاهی شوق و لذتی به آدمی دست می دهد به منزله (وجد) خواهد بود که در این حال به آن ذات اقدسی محبت و عشق می ورزد و رابطه انسان رابطه عاشق و معشوق خواهد بود و این عشق درقلب نوعی مستی و سکر عارفانه را موجب می شود .

برای اهل دل و آنهائی که موسی وار گوش اسرار شنو دارند آواز خداوند از هر چیزی بلند است و از هر ذره ای بانگ آسمانی می شنوند و احساس حال و شوق و جذبه و وجد می کنند خواه بانگ موذن باشد و خواه فریاد رهگذر خواه ترتیل قرآن باشد و خواه نغمه چنگ و رباب و یا وزش باد یا ریزش آب و نغمه مرغان چمن (به ذکرش هر چه بینی در خروش است )

دل وقت سماع بسوی دلدار برد جان را به سرا پرده اسرار برد

این زمزمه مرکبی است مرروح ترا بردار و خوش به عالم یار برد

افلاطون

تاثیر موسیقی و نعمات موزون در انسان از آن جهت است که یادگارهای خوش موزون حرکات آسمانی را که در عالم ذره و عالم قبل از تولد شنیده و به آن معتاد بوده ایم در روح ما بر می انگیزد به این معنی که روح ما قبل از آنکه از خداوند جدا شود نعمات آسمانی می شنیده و به آن مانوس بوده است و موسیقی به واسطه آنکه آن یادگارهای گذشته را بیدار می کند ما را به وجد می آورد

احکام و آداب سماع

غزالی در کیمیایی سعادت در مورد احکام سماع می نویسد بدانکه در سماع سه چیز نگاه باید داشت : زمان مکان و اخوان

زمان مناسب که هر وقت دل مشغولی باشد و یا وقت نماز یا وقت طعام سماع بی فایده بود مکان مناسب که چون راه گذری باشد و یا جائی ناخوش و یا به خانه ظالمی حالت سماع نبود اخوان باید هر که حاضر بود اهل سماع بود و اگر متکبری از اهل دنیا حاضر بود و یا کسی که هر زمان به تکلف حال و رقص کند و یا قومی از اهل غفلت حاضر باشند و بهر جانبی بنگرند و حرمت نباشد

آثار سماع

در سماع سه مقال است اول فهم آنگاه وجد رسوم حرکت

سماع و مولانا

با توجه به اینکه سماع قرنها قبل از مولانا و از زمان پیدایش تصوف وجود داشته و بزرگانی در مورد آن توضیحاتی داده اند از جمله غزالی در کتاب سماع می نویسد آن کس که در حال سماع است در حال حرکت نباید در کائنات غیر از جمال خدا چیز دیگری را ببیند عشق او به خداوند و شوق دیدار او را به حرکت در می آورد. ولی نام مولانا و سماع بهم آمیخته شده .

استاد فروزانفر می نویسد شمس الدین به مولانا چه آموخت و چه فسون ساخت که چندان فریفته گشت و از همه چیز و همه کس صرفنظر کرد و در قمار محبت نیز خود را در باخت بر ما مجهول است! ولی همه آثار بر این متفق اند که مولانا بعد از این خلوت روشن خود را بدل ساخت و به جای اقامه نماز و مجلس وعظ به سماع نشست و چرخیدن و رقص بنیاد کرد و بجای قیل و قال مدرسه و جدال اهل بحث گوش به نغمه جانسوز نی و ترانه دلنواز رباب نهاد و با آنکه در آغاز کار و پیش از آنکه ذره وار در شعاع شمس رقصان شود سخت به نماز و روزه مولع بود چنانکه هر سه روز یکبار روزه گشادی و شب تا به روز در نماز بودی و به سماع و رقص در نیامده بود چون آفتاب حقیقت شمس بر مشرق او تافت و عشق در دل مولانا کارگر افتاد و شمس را به راهنمائی برگزید به اشارت او به سماع درآمد و بیش از حالات و بخلیات که از پرهیز و زهد می دید در صورت سماع بر او جلوه گر گردید

معنی سماع

سماع به معنی شنیدن و یا گوش دادن و حتی به معنی شهرت و نام نیک نیز آمده است و یا صدائی که از همه اشیاء به در می آید و مجازا به معنی رقص' نغمه' وجد حال و مجلس انس می باشد .

یک دست جام باده و یک دست زلف یار

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

حالت سماع

افلاکی در شرح حال مولانا جلال الدین نوشته

در آن غلبات شور و سماع که مشهور عالمیان شده بود از حوالی زرکوبان می گذشت مگر آواز تقتق ایشان به گوش مبارکش رسید ازخوشی آن ضرب شوری عجیب در مولانا ظاهر شد و به چرخ درآمد شیخ نعره زنان از دکان خود بیرون آمد و سر در قدم مولانا نهاده بی خود شد. مولانا او را در چرخ گرفته شیخ از حضرتش امان خواست که مرا طاقت سماع خداوندگار نیست و همانا که به شاگردان دکان اشارت کرد که اصلا ایست نکنند و دست از ضرب باز ندارند تا مولانا از سماع فارغ شد هم چنان از وقت نماز ظهر تا نماز عصر بود مولانا در سماع بود

یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی زهی صورت زهی معنی زهی خویی زهی خویی

مشهورترین کتابهائی که در آنها از سماع و آداب آن سخن رفته است

1. اللمع فی التصوف تالیف ابونصرعبدالله بن علی سراج طوسی (متوفا 378 )

2. کلمات قصار بابا طاهر همدانی (متوفا 410 هجری )

3. کتاب منازل السائرین تالیف خواجه عبدالله انصاری (متوفا 481 )

4. کیمیای سعادت به زبان فارسی آثار امام محمد غزالی (متوفا 500 )

احیاء العلوم الدین به زبان عربی

5. تذکرة الاولیاء تالیف محمدبن ابوبکر ابراهیم عطار نیشابوری (متوفا 618 )

6. کتاب معارف تالیف بهاءالدین ولد این کتاب از مهم ترین کتب صوفیه می باشد و خود از تربیت یافتگان شیخ نجم الدین کبری است .

7. عوارف المعارف تالیف شیح شهاب الدین سهروردی (متوفا 632 )

8. فتوحات ماکیه و قصوص الحکم تالیفات شیخ محی الدین ابن العربی

9. فیه مافیه مولانا جلال الدین

10. کتب جامی و اوحدی مراغی

منبع: شمس و مولانا
آخرین بروز رسانی مطلب در سه شنبه ، 5 بهمن 1389 ، 11:02
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن