کتاب شناسی

تصویر
فولكلور وارليغيميز
70- نجي ايل ده گؤركملي تدقيقاتچي " علي ظفرخواه " ين "آتا بابا لار دئييب لر " كيتابي ياييلاراق ، اونون آذربايجان شفاهي خلق ادبياتي اوغروندا آپارديقي تلاش لار، آردي كسيلمه دن باشقا كيتابلار شكلينده ايسه نشر اولاركن فولكلوروموزو توپلاييب يازماقداسارسيلماز بير ائل وورغونو ايله راسلاشيريق .اونون كيتابلاريني اوخوياركن ، يازيچي نين آپارديقي اَمگي و دقتي داها... ادامه مطلب...
پوریای ولی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 25
ضعیفعالی 
عمومی - پوریای ولی
نوشته شده توسط Administrator   
سه شنبه ، 25 خرداد 1389 ، 08:31

خسرو کرمانشاهی


 

 

 

گر بر سر نفس خود امیری مردی          ور بر دگری خرده نگیری مردی

مردی  نبود  فتاده  را   پای   زدن          گر دست  فتاده ای بگیری مردی

(پوریای ولی)

 

پوریای ولی راد مردی که بعد از عمری بر خاک نشاندن پهلوانان و قهرمان در کشورهای مختلف سرانجام با بر زمین زدن نفس خویش به عرفان رسید و جاودانه شد. طبق محاسبه مورخان روس، در 23 ژوئیه سال 1322 میلادی مطابق با 722 هجری قمری اول مرداد ماه روی در نقاب خاک کشید و به سرای باقی شتافت. با توجه به اینکه این پهلوان نامی و عارف بزرگ و شاعر مردمی نسبت از خوی می برد و در همین خاک به لقای الهی رسید. باید مراسمی درخور شخصیتش برگزار کرد. به همین سبب از هم اکنون تاریخ فوت وی را یادآور می شویم تا دست اندرکاران بخصوص متولیان فرهنگی و ورزشی شهرمان از هم اینک به فکر برگزاری مراسم پرشکوه باشند.

اما پوریای ولی که بود؟ چرا ادعا می کنیم که او از خوی بود و در این شهر نیز به خاک رفت. نمی خواهیم در این رابطه هم جریان شمس تبریزی تکرار شود. یعنی اینکه از انتشار همان اولین شماره هفته نامه خوی در سال 76 ما بنویسم. مورخان بزرگ و نامی مان مثل زنده یاد ریاحی و موحد و نصیری که عمرشان دراز باد و دیگران بنویسند و در نشریه بیاید و حتی در کتب تاریخی هم درج گردد و صدها دلیل و مدرک رو شود و حضرات باور ننمایند و یا باورشان بشود و از در انکار بیاید و تا اینکه مسوولان کشوری همراهمان گردد و حضرات مجبور شوند که بر این واقعه غیرقابل انکار تاریخی صحه بگذارند.

در مورد پوریای ولی هم ما سالهاست که می نویسیم دلیل و مدرک رو می کنیم. ما را حواله به آزمایشات پزشکی و استخوان شناسی و غیره می کنند، انگار که در مورد اثبات مزار سعدی و حافظ در شیراز هم چنین آزمایشاتی انجام داده اند و صد البته که حضرات بر این باورند که از سال 722 تا کنون استخوان ها سالم در زیر خاک باقی مانده اند و قابل آزمایش هم هستند و از نوع ژن و DNA  و گروه خونی مرحوم پوریای ولی هم اطلاعات کافی دارند و می خواهند یافته های جدید خود را با یافته های پزشکی و ثبت شده زمان پوریا تطبیق دهند و سرانجام بر ادعای ما صحه بگذارند و بهتر بگویم که پس ادله و اسناد تاریخی همه کشک است و قابل اعتنا نمی باشد!!!

پوریای ولی که بود؟

استاد علی صدرایی مورخ و کارشناس نامدار کتب خطی در مصاحبه ای که حدود 7 سال قبل با اینجانب داشت و در هفته نامه خوی چاپ گردید، گفت: در مقطعي از تاريخ دو پهلوان و عارف زندگي مي كردند كه در برخي از منابع تاريخي اين دو نفر را به اشتباه یك نفر ذكر كرده اند.

1-پهلوان پوريايي ولي يا خواجه پري يار

2-پهلوان محمود خوارزمي قتالي كه مزارش در خوارزم است.

طبق منابع موثق، پهلوان محمود قتالي فرزند پهلوان پورياي ولي بوده و با عنوان محمود قتالي بن پورياي ولي از وي نام برده شده متاسفانه در برخي از منابع متاخر كلمه«ابن» كه به معني«فرزند» است، حذف نموده و منابع معاصر نيز هر دو شخصيت را يكي فرض نموده و پهلوان محمود قتالي را مشهور به پورياي ولي ذكر كرده اند. اين اشتباه در دايره المعارف بزرگ اسلامي هم تكرار شده است. اما بايد توجه داشت كه پهلوان محمود قتالي هر چند كه عارف و پهلوان نامداري بوده و آثاري هم با يادگار گذاشته، ولي هرگز در شهرت و نام آوري به اي پدرش پهلوان پورياي ولي نمي رسيد.

آرامگاه پهلوان محمود قتالی فرزند پوریای ولی در شهر خیوه در 25 کیلومتری جنوب شهر اورنگ مرکز خوارزم ازبکستان می باشد. این آرامگاه در فاصله قرن های هشتم تا چهاردهم هجری بنا شده است.

و اما اسناد

1- در كتاب خطي«مرآت الشرق» نوشته امين الشرع خويي كه شرح حال 680 دانشمند شيعه قرن هاي 13و14 هجري قمري ذكر شده، زندگينامه پهلوان پورياي ولي و وجود مزارش در گورستان «پيرولي» خوي قيد شده. در اين كتاب به سنگ قبر پورياي ولي هم اشاره شده و عين سنگ نوشته، قيد شده است . در سنگ قبر اسامي 7 تن از اجداد پورياي ولي ذكر شده بود. نام پدر پورياي ولي، محمود بود و پسر وي نيز محمود نام داشته. اين رسم در بين مردم خوي و منطقه وجود داشته و هنوز هم وجود دارد. كسانيكه به پدر خود علاقه بسيار دارند، براي زنده نگه داشتن نامش، فرزند خود را به آن نام مي خوانند.

در آن سنگ فبر تاريخ فوت پورياي ولي سال 420 هجري قمري ذكر شده است.

اين كتاب با تصحيح و بازنگری استاد صدرایی در سال 1387 چاپ و منتشر شده است.

2-در کتاب های ورزش باستانی ایران (زورخانه) نوشته دکتر پرویز ورجاوند(1345) و همچنین کتاب ورزش باستانی به قلم حسین بیضایی(1350-تجدید چاپ 1387) تصویر طوماری بر پوست آهو درج گردیده که این طومار به طومار افسانه پوریای ولی مشهور است و ده فرمان مشهور جوانمردی پوریا هم از آن طومار استخراج شده و سالیان سال است که سرلوحه پهلوانان و ورزشکاران زورخانه ای کشورمان است، آمده که: پوریای ولی از خوی و سرماس بود.

3- همچنین عطاءالله بهمنش ، گزارشگر و کارشناس ورزش سالهای دهه 40 و 50 در مقاله «پوریای ولی : مظهر جوانمردی و صفا»، در مجله کاوه ، سال 12، ش 5 و 6 (بهمن 1353) پوریای ولی را از شهرستان خوی واقع در آذربایجان غربی ذکر کرده است.

4-گورستان قدیمی پیرولی در محله قاضی شهرستان خوی واقع شده که در قرن های گذشته تقریبا مرکز این شهرستان بود و در این گورستان به سنگ قبرهایی برمی خوریم و قدمت آنها به قرن های گذشته برمی گردد و یادمان باشد که اکثر گورستانهای قدیمی خوی در کنار امامزاده ها و محل هایی که اشخاص مورد احترام مردم دفن شده اند  احداث گردیده اند. و بقعه پیرولی از قدیم الایام محل زیارت مردم بوده است و همیشه از پیرولی به عنوان یک کشتی گیر جوانمرد یاد می کنند.

5-تصویر طومار معروف به افسانه پوریای ولی در دفتر هفته نامه خوی موجود است که در سالگرد وفات وی (اول مرداد) به عنوان هدیه به مردم در این نشریه چاپ خواهد شد.

با این اوصاف و اینکه در هیچ شهری اثری از پوریای ولی و یا مزارش نیست و با وجود تلاش نویسندگان و مورخان و روزنامه نگاران مختلف خویی و غیر خویی مثل حسین پرتو بیضایی که اهل کاشان بود و پرویز ورجاوند که به عمرش خوی را ندیده بود و عطا بهمنش که هرگز پایش به خوی نرسیده است، آیا باز هم تعلل در شناسایی رسمی مزار پوریای ولی در این شهرستان جایز است؟

 چگونه است که ده فرمان مشهور پوریای ولی مندرج در طومار افسانه پوریای ولی به عنوان منشور پهلوانان پذیرفته می شود ولی خویی بودن او که باز در همان طومار درج گردیده مورد قبول برخی از حضرات میراثی و غیر میراثی واقع نمی شود؟

تا کی باید بنشینیم و داشته هایمان را باور نکنیم و آنها را به ثبت جهانی نرسانیم تا کشوری دیگر به لطایف الحیل آنها را به نام خود به ثبت برسانند و ما داد و هوار راه بیندازیم و ثمری نبخشد؟مثل  مساله ای که در مورد مولانا پیش آمد.

اکنون که دکتر موید حسینی صدر،  نماینده مردم خوی در مجلس شورای اسلامی به جد بر روی این مساله کار می کند و بودجه ای هم برای برگزاری همایش بین المللی جوانمردی در خوی و در جوار آرامگاه پوریای ولی به تصویب رسانده است، آیا برما نیست که از هم اکنون به فکر برگزاری یک مراسم با شکوه و بین المللی در اول مرداد باشیم؟ آیا شایسته نیست که برای حضور در این همایش از قهرمانانی مثل الکساندر مدوید اف روسی برنده ده مدال طلای جهانی و همچنین عبداله موحد قهرمان نامدار کشتی کشورمان و صاحب 6 مدال طلای جهانی و دیگر قهرمانان و پهلوانان کشورمان دعوت نماییم؟

فردا نگویید که دیر شد و نتوانستیم برنامه ریزی کنیم. از همین امروز عرض می نماییم که اول مرداد روز وفات پهلوان پوریای ولی است.همان پهلوانی که علی(ع) را و راه و رسم و جوانمردی و فتوت علی (ع) را سرمشق و سرلوحه خود قرار داده بود.

 

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن